ترجمه "grim" به فارسی

سخت, ظالم, عبوس بهترین ترجمه های "grim" به فارسی هستند.

grim adjective دستور زبان

dismal and gloomy, cold and forbidding [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سخت

    adjective

    By the grim and bitter teaching of blind and merciless affliction!

    با درس سخت و تلخ شما از سرنوشت کور و بیرحم!

  • ظالم

    That we're all running from the Grim Reaper?

    اينكه ما همه بايد با اون دروگر ظالم مواجه مي شديم چي ؟

  • عبوس

    I hardly expected she would. She looked very hard and grim.

    خانم دانورس که ظاهراً متوجه من بود همانطور خشک و عبوس به راه خود ادامه داد.

  • ترجمه های کمتر

    • ترسناک
    • تیره
    • ناخوشایند
    • تاریک
    • جدی
    • مخوف
    • هولناک
    • افسرده
    • خشن
    • ترسناك
    • سهمگین
    • مصمم
    • وحشی
    • جگرسوز
    • سبع
    • دلخراش
    • دژم
    • ناخوش
    • سرکش
    • دلسرد
    • مریض
    • زننده
    • (انگلیس - خودمانی) بد
    • (انگلیس - خودمانی) بیمار
    • بی رحم
    • تسلی ناپذیر
    • تسلیم ناپذیر
    • خشم آلود
    • دل افسرده
    • دل افسردگی
    • دل شکسته
    • دلتنگ کننده
    • رنج افزا
    • ملالت انگیز
    • وابسته به موضوع های ناخوشایند
    • پریشان کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grim " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Grim proper

An English surname, probably derived from Old English grimm or Old Norse grimr or grimmr . [..]

+ اضافه کردن

"Grim" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Grim در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "grim" با ترجمه به فارسی

  • بدسیمایی · ترشی · تلخی و خشونت · سختی · عبوسی · قیافه شوم
  • غار غمانگیز
اضافه کردن

ترجمه های "grim" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه