ترجمه "grime" به فارسی

خلیش, دوده, روغن بهترین ترجمه های "grime" به فارسی هستند.

grime verb noun دستور زبان

Dirt, grease, soot, etc. that is ingrained and difficult to remove. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلیش

  • دوده

    noun

    I'm trying to get the grime out of the air.

    ميخوام اين دوده هاي تو هوا رو بگيرم.

  • روغن

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • گریس
    • خاکی کردن
    • روغن اتومبیل
    • سیاه و چرکین کردن
    • چرک و کثافت (به ویژه اگر سیاه باشد)
    • چرک کردن
    • کثیف کردن
    • گل الود کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grime " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Grime proper

An English surname, probably derived from Old Norse grimr or grimmr [..]

+ اضافه کردن

"Grime" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Grime در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "grime" با ترجمه به فارسی

  • سیب گریمز
  • سیب گریمز (سیب زردرنگ پاییز رس)
اضافه کردن

ترجمه های "grime" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه