ترجمه "grimace" به فارسی

روی ترش كردن, قيافه ى خود را در هم كشيدن, شکلک بهترین ترجمه های "grimace" به فارسی هستند.

grimace verb noun دستور زبان

A contorted facial expression, often expressing contempt or pain. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روی ترش كردن

    قيافه ى خود را در هم كشيدن

  • قيافه ى خود را در هم كشيدن

    to make grimaces

  • شکلک

    noun

    They seem to me to be grimacing over a grave.

    آنان گوئی بالای گوری شکلک در میآوردند.

  • ترجمه های کمتر

    • اخم
    • عبوسی
    • (از شدت درد یا تنفر و غیره) قیافه ی خود را در هم کشیدن
    • (به منظورلودگی یا تمسخر) شکلک در آوردن
    • اخم و تخم
    • ادا و اصول
    • دهن کجی
    • دهن کجی کردن
    • صورت خود را معوج کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grimace " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Grimace
+ اضافه کردن

"Grimace" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Grimace در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "grimace"

اضافه کردن

ترجمه های "grimace" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه