ترجمه "Group" به فارسی
گروه, گروه, دسته بهترین ترجمه های "Group" به فارسی هستند.
-
گروه
nounHe confessed in court that he was in touch with racist groups.
او در دادگاه اعتراف کرد که با گروه های نژادپرست در ارتباط بوده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Group " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(group theory) A set with an associative binary operation, under which there exists an identity element, and such that each element has an inverse. [..]
-
گروه
nounnumber of things or persons being in some relation to each other [..]
He confessed in court that he was in touch with racist groups.
او در دادگاه اعتراف کرد که با گروه های نژادپرست در ارتباط بوده است.
-
دسته
nounThey're washed up They may get the power on, but as a functioning group, they're washed up.
فعال، دی گه وجود ممکنه بتونن برقو وصل کنن ولی به عنوان یه دسته ندارن.
-
گروه بندی کردن
-
ترجمه های کمتر
- گروهی
- تعدادی
- جمعیت
- انجمن
- گروهه
- جرگه
- جماعت
- گروهک
- مشتی
- اکیپ
- همگانی
- زمره
- رادیکال
- جرگ
- یکان
- لایه
- رگ
- (آثار هنری) مجموعه
- (اجتماع) طبقه
- (ارتش) گروه رزمی
- (ریاضی) گروه
- (زبانشناسی) خانواده 2
- (زمین شناسی) طبقه
- (شیمی) ریشه
- (نیروی دریایی) ناوگروهک 0
- (نیروی هوایی) هوا گروه
- اجتماع کردن
- جمع شدن
- جمع شدن 4
- دسته ای
- دسته بندی کردن
- دسته جمعی
- دسته کردن
- دو گردان (یابیشتر)
- عناصری که دارای خواص مشابه بوده و در یک ستون عمودی جدول مندلیف قرار دارند
- عنصرهایی که دارای واکنش شیمیایی مشابه هستند
- هم عضو
- هم مسلک
- هم مشرب
- چند عدد
- گروه (ریاضی)
- گروه گروه شدن 3
- گروههای جدول تناوبی
- گروهی از اجسام
- یک دسته
- یک مشت 1
تصاویر با "Group"
عباراتی شبیه به "Group" با ترجمه به فارسی
-
عضویت گروهی
-
هریک از چندین دسته یا سیستم که در سطح هم چسبگرزای سلول های خون (agglutinogen) موجودند (مانند سیستم ABO) · گروه خون · گروه خون (خونی)
-
گروه بزرگ اختروش
-
خدمات جمعی
-
گروه مواد شیمیایی
-
گروه غذایی