ترجمه "groundwork" به فارسی
اساس, پایه, زیرساخت بهترین ترجمه های "groundwork" به فارسی هستند.
groundwork
noun
دستور زبان
The foundation; the basic or fundamental parts that support or allow for the rest. [..]
-
اساس
nounIf anything, they laid the groundwork for me.
اگه کاری نکرده باشن, حداقل اساس کار رو برای من ایجاد کردند
-
پایه
noun -
زیرساخت
noun
-
ترجمه های کمتر
- ته
- اهم اصول
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " groundwork " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن