ترجمه "Ham" به فارسی

حام, ژامبون, (امریکا - عامیانه)بازیگر ناشی بهترین ترجمه های "Ham" به فارسی هستند.

Ham proper noun

(Biblical) A son of Noah and the brother of Japheth and Shem. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حام

    Ham (son of Noah)

    Ham beside her, where I used to sit.

    و حام نیز در کنارش نشسته بود، یعنی همانجا که سابقاً من مینشستم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Ham " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ham verb noun دستور زبان

(anatomy) The region back of the knee joint; the popliteal space; the hock. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ژامبون

    noun

    thigh of a hog cured for food [..]

    If this was a cartoon, you'd look like a ham about now.

    اگه کارتون بود تا حالا شکل ژامبون شده بودیم

  • (امریکا - عامیانه)بازیگر ناشی

  • (انجیل) حام (فرزند نوح)

  • ترجمه های کمتر

    • (تئاتر - خودمانی) در اجرای نقش خود غلو کردن
    • (عامیانه) کار انداز (اپراتور)
    • (پشت ران پا از بالای کپل تا بالای پشت زانو) پشت ران و کپل
    • (گوشت خوک)گوشت ران
    • بیش از حد لفت و لعاب دادن
    • روحوضی وار اجرا کردن (معمولا به صورت : it upham)
    • زیرزانو (popliteal هم می گویند)
    • فرستنده ی موج کوتاه (خصوصی و دارای گواهی نامه)
    • هنرمند بد (که در اجرای نقش غلو می کند)
    • پشت زانو
HAM abbreviation

His Apostolic Majesty, the title given to a number of historical kings of Hungary.

+ اضافه کردن

"HAM" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای HAM در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Ham"

عباراتی شبیه به "Ham" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Ham" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه