ترجمه "hams" به فارسی
ژامبونها ترجمه "hams" به فارسی است.
hams
noun
Plural form of ham. [..]
-
ژامبونها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hams " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hams" با ترجمه به فارسی
-
ساندویچ ژامبون
-
بدقواره (در انگلیس ham-fisted هم می گویند) · بی دست · دست و پا چلفت
-
(امریکا - عامیانه)بازیگر ناشی · (انجیل) حام (فرزند نوح) · (تئاتر - خودمانی) در اجرای نقش خود غلو کردن · (عامیانه) کار انداز (اپراتور) · (پشت ران پا از بالای کپل تا بالای پشت زانو) پشت ران و کپل · (گوشت خوک)گوشت ران · بیش از حد لفت و لعاب دادن · روحوضی وار اجرا کردن (معمولا به صورت : it upham) · زیرزانو (popliteal هم می گویند) · فرستنده ی موج کوتاه (خصوصی و دارای گواهی نامه) · هنرمند بد (که در اجرای نقش غلو می کند) · پشت زانو · ژامبون
-
حام
-
ژامبون
-
بی دست
-
کس
-
هم میهن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن