ترجمه "hamster" به فارسی
همستر, (جانورشناسی) همستر (نوعی موش صحرایی کاونده و جونده از تیره ی Cricetidae که گونه ای از آن به نام Mesocricetus auratus درآزمایش های علمی به کار می رود), موش بزرگ بهترین ترجمه های "hamster" به فارسی هستند.
hamster
noun
دستور زبان
A small, short-tailed Euroasian rodent, Cricetus frumentarius, often kept as a pet. It is remarkable for having a pouch on each side of the jaw, under the skin, and for its migrations. [..]
-
همستر
small, short-tailed European rodent
The guy owned a hamster as a child.
این بابا يه همستر رو به فرزندي قبول کرده.
-
(جانورشناسی) همستر (نوعی موش صحرایی کاونده و جونده از تیره ی Cricetidae که گونه ای از آن به نام Mesocricetus auratus درآزمایش های علمی به کار می رود)
-
موش بزرگ
nounThey caught a glimpse of two white hamsters frantically racing around the room.
و آنها، دو موش بزرگ عصبانی را دیدند که درو اتاق در پی هم میدویدند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hamster " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hamster"
عباراتی شبیه به "hamster" با ترجمه به فارسی
-
كريستوس · مزوكريستوس · هامستر طلايي · هامسترها
-
كريستوس · مزوكريستوس · هامستر طلايي · هامسترها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن