ترجمه "hamper" به فارسی
مانع شدن, مختل کردن, سبد بهترین ترجمه های "hamper" به فارسی هستند.
hamper
verb
noun
دستور زبان
A large basket, usually with a cover, used for the packing and carrying of articles or small animals; as, [..]
-
مانع شدن
verb -
مختل کردن
verbBad weather has hampered the search.
شرايط بد جوي عمليات جستجو را مختل کرده است.
-
سبد
nounThey're gonna hide her in the bottom of a laundry hamper in the utility room.
قرار است او را در ته کامیون رختشویخانه قرار بدهند؛ جایی که سبد رختها را میگذارند.
-
ترجمه های کمتر
- زنبیل
- باز ایستاندن
- بند کردن
- دارای گیر یا گرفتگی کردن
- سبد بزرگ (که معمولا در دارد و در آن نان و غیره نگه می دارند)
- لنگ کردن (کار)
- وبال گردن شدن
- گیردار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hamper " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hamper
-
مختل کردن، مانع شدن
تصاویر با "hamper"
عباراتی شبیه به "hamper" با ترجمه به فارسی
-
(کشتی - دیرک و طناب و غیره) غیر ضروری · اضافی · انباشته (top hamper هم می نویسند) · جاگیر · سد راه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن