ترجمه "hammy" به فارسی

روحوضی, پرگوشت, (خومانی - در مورد بازیگر) بد بهترین ترجمه های "hammy" به فارسی هستند.

hammy adjective noun دستور زبان

resembling ham [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روحوضی

  • پرگوشت

    adjective
  • (خومانی - در مورد بازیگر) بد

  • غلو کن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hammy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "hammy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه