ترجمه "hammock" به فارسی
بانوج, ننو, غناوه بهترین ترجمه های "hammock" به فارسی هستند.
hammock
verb
noun
دستور زبان
A swinging couch or bed, usually made of netting or canvas about six feet wide, suspended by clews or cords at the ends. [..]
-
بانوج
nounswinging couch or bed [..]
-
ننو
swinging couch or bed [..]
A net hammock was swung under one of the beams for the official's afternoon siesta, no doubt.
از یکی از تیرهای سقف طناب ننو آویزان بود برای چرت بعد از ظهر.
-
غناوه
swinging couch or bed
-
ترجمه های کمتر
- چنچله
- مهد
- بادنیج
- پرندک
- تختخواب ننو مانند که بین دو درخت میبندند
- تپه کوچک
- نوک تپه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hammock " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hammock"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن