ترجمه "Hamlet" به فارسی

هملت, دهکده, روستا بهترین ترجمه های "Hamlet" به فارسی هستند.

Hamlet proper noun

The eponymous main character of Shakespeare's play. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هملت

    proper

    the main character of the play Hamlet [..]

    He played "Hamlet" on the stage.

    او روی سن هملت بازی کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Hamlet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

hamlet noun دستور زبان

A small village or a group of houses. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دهکده

    noun

    small village

    I felt it would be degrading to faint with hunger on the causeway of a hamlet.

    این را نوعی خفت میدانستم که روی سنگفرس خیابان یک دهکده از گرسنگی غش کنم.

  • روستا

    noun

    Sir, they're shooting that hamlet in error!

    قربان ، اونا اشتباهي دارن به اون روستا شليک مي کنن.

  • آبادی

    noun

    small settlement in a rural area

    However, he could not avoid passing by a lonely house above the hamlet:

    با این همه نتوانست از عبور از کنار یک خانهٔ منزوی که بالای آبادی واقع بود خودداری کند.

  • ترجمه های کمتر

    • هملت
    • قصبچه
    • دهکده ی بسیار کوچک
    • نام قهرمان این نمایشنامه
    • هاملت (نمایشنامه ی معروف شکسپیر)
HAMLET noun دستور زبان

A protein complex of alpha-lactalbumin and oleic acid that induces apoptosis in tumor cells, but not in healthy cells.

+ اضافه کردن

"HAMLET" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای HAMLET در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Hamlet"

عباراتی شبیه به "Hamlet" با ترجمه به فارسی

  • (یکی از برزن های شهر لندن) تاور هملتز
اضافه کردن

ترجمه های "Hamlet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه