ترجمه "Hare" به فارسی
خرگوش صحرایی, خرگوش, خرگوش صحرایی بهترین ترجمه های "Hare" به فارسی هستند.
Hare
proper
A surname.
-
خرگوش صحرایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Hare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
hare
verb
noun
adjective
دستور زبان
Any of several plant-eating animals of the family Leporidae, especially of the genus Lepus, being usually somewhat larger than a rabbit and with longer ears. [..]
-
خرگوش
nounanimal [..]
Maybe the last dog is catching the hare.
شاید آخرین سگ خرگوش را بگیرد.
-
خرگوش صحرایی
nounFor this lady resembled nothing so much as a hare;
زیرا این خانم بیشباهت به خرگوش صحرایی نبود؛
-
(انگلیس - عامیانه - با: off یا away یا about و غیره) تند دویدن
-
ترجمه های کمتر
- (جانور شناسی) خرگوش صحرایی (راسته ی Lagomorpha تیره ی Leporidae که از خرگوش درشت تر است و لب بالای آن شکاف دارد)
- خرگوش لب شکری
- دوان دوان رفتن
- رم دادن
تصاویر با "Hare"
عباراتی شبیه به "Hare" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا) فرقه ی هاری کریشنا (که بر پایه ی برخی باورهای هندو و نیایش ((کریشنا)) استوار است) · عضو این فرقه
-
خرگوش صحرایی کوهی
-
نشانگان خرگوش صحرایی قهوهای اروپایی
-
خرگوش در فصل جفت گیری · خرگوش گشن (نماد دیوانگی)
-
(جانور شناسی) خرگوش پاپهن (خرگوش درشت اندام و پر پشم : Lepus americanus - بومی امریکای شمالی - snowshoe rabbit هم می گویند) · خرگوش پاشنه برفی
-
خرگوشهای صحرایی · لپوس
-
(جانور شناسی) خرگوش دریا (انواع نرم تنان شکم پا از تیره ی Aplysiidae)
-
یک نوع بازی قایم موشک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن