ترجمه "hares" به فارسی
خرگوشهای صحرایی, لپوس بهترین ترجمه های "hares" به فارسی هستند.
hares
verb
noun
Plural form of hare. [..]
-
خرگوشهای صحرایی
common name for animals
The hares had already half changed their summer coats
خرگوشهای صحرایی نیمی از پوست زمستانی خود را در آورده بودد،
-
لپوس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hares " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hares" با ترجمه به فارسی
-
(انگلیس - عامیانه - با: off یا away یا about و غیره) تند دویدن · (جانور شناسی) خرگوش صحرایی (راسته ی Lagomorpha تیره ی Leporidae که از خرگوش درشت تر است و لب بالای آن شکاف دارد) · خرگوش · خرگوش صحرایی · خرگوش لب شکری · دوان دوان رفتن · رم دادن
-
(امریکا) فرقه ی هاری کریشنا (که بر پایه ی برخی باورهای هندو و نیایش ((کریشنا)) استوار است) · عضو این فرقه
-
خرگوش صحرایی کوهی
-
خرگوش صحرایی
-
نشانگان خرگوش صحرایی قهوهای اروپایی
-
خرگوش در فصل جفت گیری · خرگوش گشن (نماد دیوانگی)
-
(جانور شناسی) خرگوش پاپهن (خرگوش درشت اندام و پر پشم : Lepus americanus - بومی امریکای شمالی - snowshoe rabbit هم می گویند) · خرگوش پاشنه برفی
-
(جانور شناسی) خرگوش دریا (انواع نرم تنان شکم پا از تیره ی Aplysiidae)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن