ترجمه "Hellenic" به فارسی
هلنی, یونانی, زبان یونانی باستان بهترین ترجمه های "Hellenic" به فارسی هستند.
Hellenic
adjective
proper
noun
Of or relating to the ancient Greek culture and civilization before the Hellenistic period. [..]
-
هلنی
of or relating to the ancient Greek culture and civilization
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Hellenic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
hellenic
-
یونانی
propergained him the interest and support of an old Hellenizing priest.
موجب شده بود که علاقه و پشتیبانی کشیش پیر دانشمندی که در زبان و فرهنگ یونانی دست داشت به سوی اوجلب شود.
-
زبان یونانی باستان
-
وابسته به مردم و زبان و فرهنگ یونان باستان (به ویژه از سده ی هشتم تا سوم پیش از میلاد)
-
وابسته به کشور یا مردم یا فرهنگ و زبان یونان
عباراتی شبیه به "Hellenic" با ترجمه به فارسی
-
جمهوري يونان
-
یونانی
-
(به ویژه در عهد باستان) یونانی کردن یا شدن · یونانی زبان (یا مسلک) کردن یا شدن
-
سنت یونانی · واژه یا عبارت یا اصطلاح یونانی · ویژگی های (اندیشه و فرهنگ و غیره) یونان باستان · یونان دوستی · یونان گرایی
-
جمهوري يونان · یونان
-
(اسطوره ی یونان) هلن (پسر دوکالیون و نیای نژاد یونانی)
-
هلن
-
یونانی شدن · یونانیگرایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن