ترجمه "hellen" به فارسی
(اسطوره ی یونان) هلن (پسر دوکالیون و نیای نژاد یونانی), هلن بهترین ترجمه های "hellen" به فارسی هستند.
hellen
-
(اسطوره ی یونان) هلن (پسر دوکالیون و نیای نژاد یونانی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hellen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hellen
proper
(Greek mythology) the mythological patriarch of the Hellenes, the son of Deucalion (or sometimes Zeus) and Pyrrha, brother of Amphictyon and father of Aeolus, Xuthus, and Dorus [..]
-
هلن
properهلن (سرسلسلهٔ نژاد هلنی)
its hellen. im on may way to the airport
من هلن هستم. تو راه فرودگاهم
عباراتی شبیه به "hellen" با ترجمه به فارسی
-
جمهوري يونان
-
یونانی
-
(به ویژه در عهد باستان) یونانی کردن یا شدن · یونانی زبان (یا مسلک) کردن یا شدن
-
سنت یونانی · واژه یا عبارت یا اصطلاح یونانی · ویژگی های (اندیشه و فرهنگ و غیره) یونان باستان · یونان دوستی · یونان گرایی
-
جمهوري يونان · یونان
-
هلنی
-
یونانی شدن · یونانیگرایی
-
زبان یونانی باستان · وابسته به مردم و زبان و فرهنگ یونان باستان (به ویژه از سده ی هشتم تا سوم پیش از میلاد) · وابسته به کشور یا مردم یا فرهنگ و زبان یونان · یونانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن