ترجمه "Hibernate" به فارسی

هایبرنیت, خواب زمستانی, واکشیدن بهترین ترجمه های "Hibernate" به فارسی هستند.

Hibernate

An object-relational mapping (ORM) library for the Java language, providing a framework for mapping an object-oriented domain model to a traditional relational database.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هایبرنیت

    Hibernate (Java)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Hibernate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

hibernate verb دستور زبان

(intransitive) To spend winter time in hibernation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خواب زمستانی

    verb

    computer standby [..]

    Our working theory is that this hibernation may be a defense mechanism.

    ما روی تئوری کار میکنیم که این خواب زمستانی شاید مکانیزم دفاعی باشه.

  • واکشیدن

  • (در مورد برخی جانوران) زمستان خوابی کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (مجازی) استراحت و فعالیت کم کردن
    • به خواب زمستانی رفتن
    • خاموشی موقت

عباراتی شبیه به "Hibernate" با ترجمه به فارسی

  • پاک کننده پرونده خاموشی موقت
  • خواب زمستانی · زمستان خوابی · زمستان گذرانی · زمستانخوابی · زمستانگذرانی طبیعی
  • سست
  • زمستانی · شتوی · وابسته به زمستان
  • سست
اضافه کردن

ترجمه های "Hibernate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه