ترجمه "hibernating" به فارسی

سست ترجمه "hibernating" به فارسی است.

hibernating verb

Present participle of hibernate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سست

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hibernating " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hibernating" با ترجمه به فارسی

  • (در مورد برخی جانوران) زمستان خوابی کردن · (مجازی) استراحت و فعالیت کم کردن · به خواب زمستانی رفتن · خاموشی موقت · خواب زمستانی · واکشیدن
  • هایبرنیت
  • پاک کننده پرونده خاموشی موقت
  • خواب زمستانی · زمستان خوابی · زمستان گذرانی · زمستانخوابی · زمستانگذرانی طبیعی
  • زمستانی · شتوی · وابسته به زمستان
اضافه کردن

ترجمه های "hibernating" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه