ترجمه "Hospital" به فارسی
بیمارستان, بیمارستان, مریضخانه بهترین ترجمه های "Hospital" به فارسی هستند.
-
بیمارستان
nounShe made arrangements to get him into a good hospital.
او ترتیب کارها را داده تا او را به یک بیمارستان خوب ببرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Hospital " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A building designed to diagnose and treat the sick, injured or dying. Usually has a staff of doctors and nurses to aid in the treatment of patients. [..]
-
بیمارستان
nounbuilding [..]
She made arrangements to get him into a good hospital.
او ترتیب کارها را داده تا او را به یک بیمارستان خوب ببرد.
-
مریضخانه
nounHe doesn't come to the hospital because he's afraid of meeting you, and he thinks you'd cut him.
مخصوصا به مریضخانه نمیآید، چون میترسد با تو روبرو بشود و فکر میکند که تو محلش نمیگذاری.
-
تیمارستان
nounShe was locked away in that mental hospital, Eloise, right outside Detroit, you know?
توی اون تیمارستان روانی الویس زندانی بوده. درست بیرون از دیترویت ، میدونی ؟
-
ترجمه های کمتر
- تیمارگاه
- (در اصل) نوانخانه
- (عامیانه) تعمیرگاه (به ویژه برای عروسک و ساعت و ابزار کوچک)
- مریض خانه
- یتیم خانه
تصاویر با "Hospital"
عباراتی شبیه به "Hospital" با ترجمه به فارسی
-
سیستم اطلاعات بیمارستان
-
بستری شدن یا بودن در بیمارستان · رجوع شود به hospitalization insurance · وابسته به بیمارستانی شدن یا بیمارستانی بودن
-
نِقاهَت-زایِشگاه، زایشگاه، بیمارستان زنان که بانوان را پیش و بعد از زایمان تیمار می دارند
-
بيمارستانها · خدمات بهداشتی
-
تغذيه باليني · رژيمهاي غذايي بيمارستان · رژيمهاي غذايي سلامتي · رژیم غذایی نوتوانی · رژیمهای غذایی درمانی
-
هدننک تکرش ناتسرامیب
-
پذیرایی
-
(پرگیر) مساعد · بیگانه نواز · خوشایند · دارای گوش شنوا (نسبت به پیشنهاد یا عقاید جدید و غیره) · غریب نواز · مطلوب · مهمان نواز · مهماندوست · پذیرا · پذیرنده