ترجمه "hospitable" به فارسی
مهمان نواز, مهماندوست, پذیرنده بهترین ترجمه های "hospitable" به فارسی هستند.
hospitable
adjective
دستور زبان
favorable [..]
-
مهمان نواز
Cordial and generous towards guests.
Rosalie would never embarrass Esme by displaying such a lack of hospitality.
رز الی هیچ وقت از مه رو به خاطر به اندازهی کافی مهمان نواز بودن شرمنده نمی کنه
-
مهماندوست
The Bishop's face at once assumed that expression of gayety which is peculiar to hospitable natures.
چهره اسقف ناگهان وضع مسرتی را که مخصوص طبایع مهماندوست است به خود گرفت.
-
پذیرنده
passed a thousand shores, you would not come to any chiseled hearth stone, or aught hospitable beneath that part of the sun
از هزار ساحل بگذرد به اجاق تراشیده یا در زیر آفتاب به چیزی پذیرنده برخورد نخواهد کرد
-
ترجمه های کمتر
- پذیرا
- مطلوب
- خوشایند
- (پرگیر) مساعد
- بیگانه نواز
- دارای گوش شنوا (نسبت به پیشنهاد یا عقاید جدید و غیره)
- غریب نواز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hospitable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hospitable" با ترجمه به فارسی
-
سیستم اطلاعات بیمارستان
-
بستری شدن یا بودن در بیمارستان · رجوع شود به hospitalization insurance · وابسته به بیمارستانی شدن یا بیمارستانی بودن
-
بیمارستان
-
نِقاهَت-زایِشگاه، زایشگاه، بیمارستان زنان که بانوان را پیش و بعد از زایمان تیمار می دارند
-
بيمارستانها · خدمات بهداشتی
-
تغذيه باليني · رژيمهاي غذايي بيمارستان · رژيمهاي غذايي سلامتي · رژیم غذایی نوتوانی · رژیمهای غذایی درمانی
-
هدننک تکرش ناتسرامیب
-
پذیرایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن