ترجمه "In vain" به فارسی
بیهوده، بی فایده، بی نتیجه، عبث، بی حاصل, عبث بهترین ترجمه های "In vain" به فارسی هستند.
in vain
adverb
دستور زبان
(idiomatic) Without success; ending in failure. [..]
-
بیهوده، بی فایده، بی نتیجه، عبث، بی حاصل
-
عبث
The nephew looked at him, in vain, in passing on to the door.
برادرزاده که به سوی در حرکت میکرد به عبث در چهرهء او کنجکاو شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " In vain " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن