ترجمه "in turn" به فارسی

به ترتیب, به نوبت, به نوبه خود بهترین ترجمه های "in turn" به فارسی هستند.

in turn adverb دستور زبان

One after the other; one at a time; in succession; successively. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • به ترتیب

  • به نوبت

    When it is his/her/its turn.

    He now recoiled in equal terror before both the resolutions at which he had arrived in turn.

    اکنون با وحشتی یکسان از جلو دو تصمیمی که نوبت به نوبت اتخاذ کرده بود به قهقرا میرفت.

  • به نوبه خود

  • ترجمه های کمتر

    • در ازا
    • در نتیجه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " in turn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "in turn" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "in turn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه