ترجمه "in time" به فارسی
به موقع، سر وقت ترجمه "in time" به فارسی است.
in time
noun
adverb
At or before the time assigned. [..]
-
به موقع، سر وقت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " in time " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "in time" با ترجمه به فارسی
-
سر وقت، بهنگام
-
امامزاده ابراهیم علیه السلام از فرزندان حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم علیه الصلوه و السلام است است که در دورانی که حضرت امام رضا علیه الصلوه و السلام در خراسان اقامت داشتند با جمعی از مردان ب
-
سیستم تولید درست به موقع
-
زودا، بزودی، زودا که، پس از مدتی
-
سیستم موجودی به هنگام
-
سیستم موجودی بهنگام
-
در جستجوی زمان از دسترفته
-
ماجرای عجیب سگی در شب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن