ترجمه "Initiatives" به فارسی

ابتکار عمل, بدایع, ابتکارات بهترین ترجمه های "Initiatives" به فارسی هستند.

Initiatives
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابتکار عمل

    And in the process, Africa has been stripped of self-initiative.

    و با این روند، آفریقا ابتکار عمل خود را از دست خواهد داد.

  • بدایع

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Initiatives " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

initiatives noun

Plural form of initiative. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترجمه های کمتر

    • تازه ها
    • نوآورده ها
    • نوپدیدها

عباراتی شبیه به "Initiatives" با ترجمه به فارسی

  • حسابرسی نخستین
  • آغازگرانه · آغازگری · ابتکار · افتتاحی · اولیه · بدیع · برداشت · تازه آوری · تشکیلات اقتصادی · جدید · حق بردن لایحه به پارلمان · دختر باکره · قریحه · مقدماتی · نوآوری · پروژه، ابتکار، اقدام · پیشقدمانه · پیشقدمی · پیشگامی
  • آشناسازی · آغاز · آغازش · تاسیسات · راه اندازی · شروع · عمل آغاز کردن · ماشه اسلحه · مراسم عضویت (درانجمن ها و مجامع سری و غیره) · مراسم پاگشایی · نصب · پاگشایی · پذیرش (به عضویت طی مراسم) · گیره
  • آماده سازی · ارزش دهی آغازین · شناسایی
  • (زیست شناسی) سرآغازی · (چاپ) حرف بزرگ (به ویژه در اول هر پاراگراف) · آغازین · افتتاحی · اولین · اولیه · حرف اول اسم · حروف اول نام خود را نوشتن · سرآغازه · مقدماتی · نخستین · پاراف · پاراف کردن · یاخته ی بخشینه ای
  • نوآوری و ابتکار
اضافه کردن

ترجمه های "Initiatives" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه