ترجمه "Juxtaposition" به فارسی
بهم نزدیک سازی، هم کناری، الحاق، همجواری، پهلوی هم گذاری، مجاورت, مجاورت, نظم بهترین ترجمه های "Juxtaposition" به فارسی هستند.
Juxtaposition
-
بهم نزدیک سازی، هم کناری، الحاق، همجواری، پهلوی هم گذاری، مجاورت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Juxtaposition " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
juxtaposition
verb
noun
دستور زبان
The extra emphasis given to a comparison when the contrasted objects are close together. [..]
-
مجاورت
nounAnd of course that juxtaposition is of great interest to me
و البته این مجاورت بسیار برای من جالب است
-
نظم
noun -
ترتیب
noun
-
ترجمه های کمتر
- پهلوى هم گذارى
- پهلوی هم گذاری
عباراتی شبیه به "Juxtaposition" با ترجمه به فارسی
-
پهلوی هم گذاشتن · پیش هم گذاشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن