ترجمه "juxtaposit" به فارسی
پهلوی هم گذاشتن, پیش هم گذاشتن بهترین ترجمه های "juxtaposit" به فارسی هستند.
juxtaposit
verb
دستور زبان
To place in close connection or contiguity; to juxtapose.
-
پهلوی هم گذاشتن
-
پیش هم گذاشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " juxtaposit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "juxtaposit" با ترجمه به فارسی
-
ترتیب · مجاورت · نظم · پهلوى هم گذارى · پهلوی هم گذاری
-
بهم نزدیک سازی، هم کناری، الحاق، همجواری، پهلوی هم گذاری، مجاورت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن