ترجمه "Kidney" به فارسی
کلیه, گرده, کلیه بهترین ترجمه های "Kidney" به فارسی هستند.
Kidney
-
کلیه
nounYour father has two perfectly functioning kidneys of his own.
پدرت دو تا کلیه کاملاً سالم خودش رو داره.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kidney " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kidney
noun
دستور زبان
This organ (of an animal) cooked as food [..]
-
گرده
nounan organ in the body [..]
-
کلیه
nounan organ in the body [..]
Your father has two perfectly functioning kidneys of his own.
پدرت دو تا کلیه کاملاً سالم خودش رو داره.
-
قلوه
nounfood
A good kidney pie is all about the ingredients.
يه پاي قلوه ي خوب بستگي به مواد تشکيل دهنده ش داره
-
ترجمه های کمتر
- نوع
- هيلك
- طینت
- مزاج
- خوی
- خلق
- قسم
- گونه
- (جانوران - خوراک پزی) قلوه
- (کالبدشناسی) کلیه
- گرده (معمولا به صورت جمع)
تصاویر با "Kidney"
عباراتی شبیه به "Kidney" با ترجمه به فارسی
-
آنتیلیس ولنراریا · يونجه زرد
-
بیماریهای کلیه · كليهآسيبي · كليهتباهي · نارسايي كليه · پيلونفريت
-
هيلك یمياد یگداتفا راک زا
-
جراحی پیوند کلیه
-
نارسایی کلیه
-
هيلك ندزدنويپ
-
هیلک نمزم یناوتان
-
احشا · جگر به عنوان غذا · ريه به عنوان غذا · زبان به عنوان غذا · شكمبه به عنوان غذا · قلب به عنوان غذا · كليه به عنوان غذا · مغز به عنوان غذا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن