ترجمه "kidnapper" به فارسی
رباینده, بچه دزد, دزدادم بهترین ترجمه های "kidnapper" به فارسی هستند.
kidnapper
noun
دستور زبان
A person who kidnaps someone. [..]
-
رباینده
nounThe kidnapper undid the bloody wrappings and looked at his lacerated hand.
رباینده باک پوشش خونین دست خود را باز کرد و به دست دریده خود نگریست:
-
بچه دزد
nounYour little spirit kidnapper likes to hang on the periphery, with the others.
بچه دزد کوچولوی شما دوست داره با بقیه این دوروبر بچرخه
-
دزدادم
-
ترجمه های کمتر
- بچه ربا
- دور کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kidnapper " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن