ترجمه "kidnap" به فارسی
دزدیدن, گرفتن, ربودن بهترین ترجمه های "kidnap" به فارسی هستند.
kidnap
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To seize and detain a person unlawfully; sometimes for ransom. [..]
-
دزدیدن
verbI wasn't sure how to manage that, though kidnapping her.
مطمئن نبودم چه طور باید ترتیب این کار را میدادم دزدیدن او.
-
گرفتن
verbThey kidnapped a girl and a boy from a restaurant.
اونا يک پسر و دختر رو از رستوران گروگان گرفتن
-
ربودن
verbThe kidnapping by the Israeli secret service was illegal!
اين احمق هاي موساد اين عمل ربودن رو غيرقانوني انجام دادن.
-
ترجمه های کمتر
- قاپیدن
- آدم ربایی کردن
- بچه دزدی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kidnap " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kidnap
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Kidnap" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kidnap در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "kidnap" با ترجمه به فارسی
-
بچه دزد · دور کننده · رباینده
-
عروس ربایی
-
ادم ربايى
اضافه کردن مثال
اضافه کردن