ترجمه "kiddle" به فارسی
بندتوردار, برای ماهی گیری, سدماهی گیری بهترین ترجمه های "kiddle" به فارسی هستند.
kiddle
noun
دستور زبان
A kind of fishweir resembling a wattle or fence. [..]
-
بندتوردار
-
برای ماهی گیری
-
سدماهی گیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kiddle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن