ترجمه "Kitchener" به فارسی

کیچنر, اشپز, بخاری خوراک پزی بهترین ترجمه های "Kitchener" به فارسی هستند.

Kitchener proper noun

A surname. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیچنر

    Kitchener, Ontario

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kitchener " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kitchener noun دستور زبان

A kitchen servant; a cook.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشپز

    She's to double under-housemaid and kitchen maid.

    دو وظيفه داره ، هم خدمتکارتونه هم اشپز.

  • بخاری خوراک پزی

  • کسیکه اشپزخانه راهبان بدست او سپرده است

تصاویر با "Kitchener"

عباراتی شبیه به "Kitchener" با ترجمه به فارسی

  • (دیرین شناسی : توده ی استخوان و زغال و غیره که از محل خوراک انسان های دوران میان سنگی به جای مانده است) پخت انباشت
  • باغهای خانگی · جاليزها
  • محل اطعام فقرا · نوانخانه
  • پالیز
  • آشپزخانهٔ صحرایی
  • باغ خانگی · باغچه ی سبزی کاری خانگی (که محصول آن در خود منزل مصرف می شود) · جالیز
  • کوره
  • (ارتش) سربازان آشپزخانه (معمولا به عنوان ظرف شوی و کمک آشپز) · کار در آشپزخانه (مخفف آن : KP)
اضافه کردن

ترجمه های "Kitchener" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه