ترجمه "kithe" به فارسی

(اسکاتلند) شناساندن, آشکار کردن یا شدن, شناسا شدن بهترین ترجمه های "kithe" به فارسی هستند.

kithe verb دستور زبان

(archaic, except in Scots) To make known; to reveal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (اسکاتلند) شناساندن

  • آشکار کردن یا شدن

  • شناسا شدن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kithe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kithe" با ترجمه به فارسی

  • آشنایان · دانش و معرفت · دوستان · فامیل · نزدیکان · همسایگان (امروزه فقط بدین صورت به کار می رود: دوستان و خویشاوندان kith and kin) · همشهریان · وطن مالوف
  • آشنایان · دانش و معرفت · دوستان · فامیل · نزدیکان · همسایگان (امروزه فقط بدین صورت به کار می رود: دوستان و خویشاوندان kith and kin) · همشهریان · وطن مالوف
اضافه کردن

ترجمه های "kithe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه