ترجمه "kitling" به فارسی
ناازموده, خرد, بچه بازیگوش بهترین ترجمه های "kitling" به فارسی هستند.
kitling
noun
دستور زبان
(obsolete) Any young animal, especially a kitten. [..]
-
ناازموده
-
خرد
adjective noun -
بچه بازیگوش
-
ترجمه های کمتر
- بچه گربه
- مانندبچه گربه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kitling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن