ترجمه "kittle" به فارسی

زودترس, قلقلکی, (اسکاتلند) بهترین ترجمه های "kittle" به فارسی هستند.

kittle adjective verb دستور زبان

(intransitive, zoology, Scottish and Northern England) To bring forth young, as a cat; to kitten; to litter. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زودترس

  • قلقلکی

  • (اسکاتلند)

  • ترجمه های کمتر

    • سردرگم کردن
    • قلقلک دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kittle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kittle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه