ترجمه "kitty" به فارسی

بچه گربه, پیشی, چرک بهترین ترجمه های "kitty" به فارسی هستند.

kitty noun دستور زبان

a kitten or young cat [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بچه گربه

    noun

    I do know that he has a kitty named Henry.

    میدونم که اون یه بچه گربه به اسم هنری داره

  • پیشی

    noun

    Well you ain't ever had chili like this, kitty.

    تو هیچوقت چیلی به این خوبی نخوردی ، پیشی

  • چرک

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • صندوق
    • قلک
    • گولک
    • خزانه
    • کاسه
    • (در صدا زدن گربه یا بچه گربه) پیشی !
    • (پولی که برای هدفی گردآوری شده است)موجودی
    • (پوکر و برخی قمارهای دیگر) بانک
    • رجوع شود به kitten
    • پول های شرط بندی شده
    • پول وسط
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kitty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kitty proper

A diminutive of Katherine and related female given names. [..]

+ اضافه کردن

"Kitty" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kitty در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "kitty"

عباراتی شبیه به "kitty" با ترجمه به فارسی

  • (نام بازرگانی) مستراح گربه (جعبه ای که برای این کار ساخته شده است)
  • چرک
  • رجوع شود به cater-cornered
اضافه کردن

ترجمه های "kitty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه