ترجمه "kitsch" به فارسی

کیچ, (هنر یا نگارش و غیره) پر زرق و برق و کم محتوا, محبوب ولی کم ارزش بهترین ترجمه های "kitsch" به فارسی هستند.

kitsch adjective noun دستور زبان

Art, decorative objects and other forms of representation of questionable artistic or aesthetic value; a representation that is excessively sentimental, overdone, or vulgar. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیچ

    art or other objects that appeal to popular rather than high art tastes

  • (هنر یا نگارش و غیره) پر زرق و برق و کم محتوا

  • محبوب ولی کم ارزش

  • ترجمه های کمتر

    • پر نمایش و پر لاف و گزاف ولی سطحی
    • چشم پر کن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kitsch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kitsch"

اضافه کردن

ترجمه های "kitsch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه