ترجمه "Lack" به فارسی

فقدان, کمبود, فقدان بهترین ترجمه های "Lack" به فارسی هستند.

Lack
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فقدان

    It was a lack of ice — open water.

    فقدان یخ بود — فقط آب اقیانوس بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Lack " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

lack verb noun دستور زبان

(obsolete) A defect or failing; moral or spiritual degeneracy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمبود

    A shortage or absence of what is needed.

    So you're a little loopy from lack of sleep, and that really isn't my son's bone.

    پس تو يکم کمبود خواب داري. و واقعا اين استخون پسرم نيست.

  • فقدان

    It was a lack of ice — open water.

    فقدان یخ بود — فقط آب اقیانوس بود.

  • نداشتن

    verb

    For the lack of something better to do, Tom started cleaning his room.

    تام به خاطر نداشتن کاری بهتر برای انجام دادن، شروع به تمیز کردن اتاقش کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • نبودن
    • کمی
    • نقص
    • احتیاج
    • ناداشت
    • نایابی
    • کسرداشتن
    • کمداشت
    • کمداشتن
    • (با: in یا for یا of) نیاز داشتن
    • بی بهره بودن
    • فاقد بودن
    • ناقص بودن
    • کم داشتن
    • کمبود داشتن

تصاویر با "Lack"

عباراتی شبیه به "Lack" با ترجمه به فارسی

  • بی - [lackluster] · دارای کمبود · ندار · پیشوند: کم دار
  • دارای کمبود · غیرموجود · فاقد · مفقود · ناکارا
  • فیعض
  • یرسك ،نتشادن
  • دارای کمبود · غیرموجود · فاقد · مفقود · ناکارا
اضافه کردن

ترجمه های "Lack" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه