ترجمه "lacking" به فارسی

فاقد, دارای کمبود, غیرموجود بهترین ترجمه های "lacking" به فارسی هستند.

lacking adjective noun verb دستور زبان

Present participle of lack. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاقد

    adjective

    You know the way small shopkeepers look at their customers utter lack of interest.

    از آن نگاههایی که در مغازههای کوچک، به مشتریان میکنند؛ نگاهی کاملاً فاقد شور و شوق.

  • دارای کمبود

    adjective
  • غیرموجود

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • مفقود
    • ناکارا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lacking " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lacking" با ترجمه به فارسی

  • (با: in یا for یا of) نیاز داشتن · احتیاج · بی بهره بودن · فاقد بودن · فقدان · ناداشت · ناقص بودن · نایابی · نبودن · نداشتن · نقص · کسرداشتن · کم داشتن · کمبود · کمبود داشتن · کمداشت · کمداشتن · کمی
  • بی - [lackluster] · دارای کمبود · ندار · پیشوند: کم دار
  • فقدان
  • فیعض
  • یرسك ،نتشادن
  • (با: in یا for یا of) نیاز داشتن · احتیاج · بی بهره بودن · فاقد بودن · فقدان · ناداشت · ناقص بودن · نایابی · نبودن · نداشتن · نقص · کسرداشتن · کم داشتن · کمبود · کمبود داشتن · کمداشت · کمداشتن · کمی
  • (با: in یا for یا of) نیاز داشتن · احتیاج · بی بهره بودن · فاقد بودن · فقدان · ناداشت · ناقص بودن · نایابی · نبودن · نداشتن · نقص · کسرداشتن · کم داشتن · کمبود · کمبود داشتن · کمداشت · کمداشتن · کمی
اضافه کردن

ترجمه های "lacking" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه