ترجمه "lackey" به فارسی
چاپلوس, نوکر, پادو بهترین ترجمه های "lackey" به فارسی هستند.
lackey
verb
noun
دستور زبان
A footman, liveried male servant. [..]
-
چاپلوس
nounBoss, are you with the Jay lackey and Hye-kyung?
رئيس ، اون جِي ِ چاپلوس و هيه کيونگ پيش شمان ؟
-
نوکر
nounWe are reluctant to leave for a single moment men whom our lackeys know to be millionaires.
پس چگونه میتوانیم چنین اشخاصی را به امید نوکرها بگذاریم؟
-
پادو
nounI told your secretary, and your lackey last week that I wasn't interested.
همينطور به پادو تون هفته گذشته گفتم که من علاقمند نبودم.
-
ترجمه های کمتر
- فراش
- جیره خوار
- متملق
- چاکر
- (نادر) نوکری کردن
- نوکر (به ویژه اگر اونیفورم به تن داشته باشد)
- چاپلوسی کردن
- کاسه لیس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lackey " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lackey
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Lackey" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lackey در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن