ترجمه "Lag" به فارسی

تأخر, واماندگی, زندانی بهترین ترجمه های "Lag" به فارسی هستند.

Lag
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تأخر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Lag " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

lag verb noun adjective دستور زبان

late [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • واماندگی

    noun
  • زندانی

    noun adjective
  • کندی

    Thus the holidays lagged away

    به این طریق تعطیلات با کندی هرچه تمامتر میگذشت.

  • ترجمه های کمتر

    • درضمن
    • حامل
    • موقت
    • پوشش
    • (انگلیس - خودمانی)
    • (با: behind) عقب بودن
    • (خودمانی) زندانی دراز مدت
    • (دیگ بخار و لوله آب گرم و غیره را) با عایق پوشاندن
    • بازداشت کردن
    • در زندان نهادن
    • دوران زندان
    • زندانی حرفه ای
    • زندانی سابق (معمولا می گویند: old lag)
    • زندانی کردن
    • ضعیف شدن
    • عایق (لوله و دیگ بخار و غیره)
    • عایق بستن
    • عقب افتادن
    • عقب افتادگی
    • عقب ماندن
    • عقب ماندگی
    • فاصله زمانی،
    • فاصله زمانی، زمان بین کارهای پروژه است.
    • فاصله ی زمانی (میان دو رویداد)
    • فروکش کردن
    • لک لک کردن
    • مدت زندان
    • واپس ماندگی
    • کم شدن
LAG adjective دستور زبان

Loose (inclined to play many starting hands, including weak ones) and aggressive (inclined to raise often).

+ اضافه کردن

"LAG" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای LAG در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "Lag" با ترجمه به فارسی

  • ناهماهنگی فرهنگی · واپس افتادگی فرهنگی · پس افتادگی فرهنگی
  • پیچ چوبی
  • تعویق
  • رجوع شود به lag screw
  • مدلها
  • (معدن) تخته هایی که با آن تاق معدن را می پوشانند · (معماری) چارچوب زیر تاق ضربی (که پس از اتمام ساختمان برمی دارند) · عایق برای بستن دور لوله ی آب گرم و دیگ بخار و غیره · عایق بندی · عقب مانده · کاهل · کند
  • جت زدگی (بی خوابی و ناراحتی ناشی از مسافرت طولانی با هواپیما) · پرواززدگی
  • (معدن) تخته هایی که با آن تاق معدن را می پوشانند · (معماری) چارچوب زیر تاق ضربی (که پس از اتمام ساختمان برمی دارند) · عایق برای بستن دور لوله ی آب گرم و دیگ بخار و غیره · عایق بندی · عقب مانده · کاهل · کند
اضافه کردن

ترجمه های "Lag" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه