ترجمه "lagging" به فارسی

(معدن) تخته هایی که با آن تاق معدن را می پوشانند, (معماری) چارچوب زیر تاق ضربی (که پس از اتمام ساختمان برمی دارند), عایق برای بستن دور لوله ی آب گرم و دیگ بخار و غیره بهترین ترجمه های "lagging" به فارسی هستند.

lagging adjective noun verb دستور زبان

Present participle of lag. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (معدن) تخته هایی که با آن تاق معدن را می پوشانند

  • (معماری) چارچوب زیر تاق ضربی (که پس از اتمام ساختمان برمی دارند)

  • عایق برای بستن دور لوله ی آب گرم و دیگ بخار و غیره

  • ترجمه های کمتر

    • عایق بندی
    • عقب مانده
    • کاهل
    • کند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lagging " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lagging" با ترجمه به فارسی

  • ناهماهنگی فرهنگی · واپس افتادگی فرهنگی · پس افتادگی فرهنگی
  • lag
    (انگلیس - خودمانی) · (با: behind) عقب بودن · (خودمانی) زندانی دراز مدت · (دیگ بخار و لوله آب گرم و غیره را) با عایق پوشاندن · بازداشت کردن · حامل · در زندان نهادن · درضمن · دوران زندان · زندانی · زندانی حرفه ای · زندانی سابق (معمولا می گویند: old lag) · زندانی کردن · ضعیف شدن · عایق (لوله و دیگ بخار و غیره) · عایق بستن · عقب افتادن · عقب افتادگی · عقب ماندن · عقب ماندگی · فاصله زمانی، · فاصله زمانی، زمان بین کارهای پروژه است. · فاصله ی زمانی (میان دو رویداد) · فروکش کردن · لک لک کردن · مدت زندان · موقت · واماندگی · واپس ماندگی · پوشش · کم شدن · کندی
  • Lag
    تأخر
  • پیچ چوبی
  • تعویق
  • رجوع شود به lag screw
  • مدلها
  • جت زدگی (بی خوابی و ناراحتی ناشی از مسافرت طولانی با هواپیما) · پرواززدگی
اضافه کردن

ترجمه های "lagging" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه