ترجمه "laggardly" به فارسی

بکندی, تنبلانه, دیر بهترین ترجمه های "laggardly" به فارسی هستند.

laggardly adjective adverb دستور زبان

resembling a laggard; slow; taking more time than is necessary; lagging behind [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بکندی

  • تنبلانه

  • دیر

    adjective noun adverb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " laggardly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "laggardly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه