ترجمه "Legal" به فارسی
قانونی, قانونی, مشروع بهترین ترجمه های "Legal" به فارسی هستند.
A town in Alberta, Canada
-
قانونی
adjectiveLegal protection, resources, a shot at a new life.
حمایت قانونی ، حمایت مالی نشونه ای از یه زندگیِ جدید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Legal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(Said of a young man or woman) Above the age of consent. (slang) [..]
-
قانونی
adjectiveBut to be robbed under the forms of legality and business was intolerable to his imagination.
اما چپاول شدن با اشکال قانونی و به بهانه تجارت برای او تحمل ناپذیر بود.
-
مشروع
adjectivethe most brilliant legal scholar, will be talking.
برجسته ترین عالم مشروع است، سخنران خواهد بود.
-
حقوقی
There are, for example, there are many legal persons who are not even alive.
برای مثال افراد حقوقی بسیاری هستند که زنده نیستند.
-
ترجمه های کمتر
- قضایی
- شرعی
- دادیکی
- روا
- (الهیات مسیحی) وابسته به احکام موسی
- مشروع (در برابر: غیرقانونی illegal)
- مطابق قانون
- وابسته به این فلسفه : رستگاری جاودانی بیشتر در اثر کارهای نیک حاصل می شود تامشیت الهی و قسمت
- وابسته به علم حقوق
- وابسته به وکلای دادگستری
عباراتی شبیه به "Legal" با ترجمه به فارسی
-
)ینوناق( اه ندرك فشك
-
شخص حقوقی
-
قانونیبودن ماریجوآنا
-
قفاوت
-
اقدامات
-
ابزار قانونی · سند حقوقی
-
اقامتگاه · خانه · محل اقامت · مقر
-
ینوناق تماقا و تيعبت ،تيوه ،نس كردم