ترجمه "legacy" به فارسی

میراث, ارث, ترکه بهترین ترجمه های "legacy" به فارسی هستند.

legacy noun adjective دستور زبان

(law) money or property bequeathed to someone in a will [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • میراث

    So we have to protect that legacy and be an example.

    پس باید این میراث را پاس بداریم و نمونهای برای دیگران باشیم.

  • ارث

    Yes, I hope it will be his legacy.

    آره ، اميدوارم چيزي باشه که به ارث گذاشته.

  • ترکه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ارثیه
    • موروثی
    • ماترک
    • یادبود
    • (مجازی) بازمانده
    • بازمانده
    • مرده ریگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " legacy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Legacy
+ اضافه کردن

"Legacy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Legacy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "legacy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "legacy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه