ترجمه "Lender" به فارسی

وامدهنده, قرض دهنده, هدنهد ضرق بهترین ترجمه های "Lender" به فارسی هستند.

Lender
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وامدهنده

    noun

    The lender became alarmed and demanded that the backer repay the entire loan.

    وامدهنده که نگران پولش بود ضامن را ملزم به بازپرداخت کل مبلغ بدهی نمود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Lender " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

lender noun دستور زبان

One who lends, especially money. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرض دهنده

    noun

    Here from the lender he said.

    گفتش این از طرف قرض دهنده س.

  • هدنهد ضرق

  • وام دهنده

    In fact, it became the largest rehabilitation lender in the country.

    در واقع، آن به بزرگترین وام دهنده بازسازی در کشور تبدیل شد.

اضافه کردن

ترجمه های "Lender" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه