ترجمه "length" به فارسی
طول, درازا, مدت بهترین ترجمه های "length" به فارسی هستند.
The measurement of distance along the longest dimension of an object. [..]
-
طول
noundistance from end to end [..]
So, for instance, we can plot the length of the edges.
بنابراین، بعنوان مثال، ما می توانیم طول حاشیه ها را ترسیم کنیم.
-
درازا
noundistance from end to end [..]
had a steel point more than a palm in length.
نوک آن به پیکان فولادینی منتهی میشد که یک پالم درازا داشت.
-
مدت
nounThe alchemist saw the tribal chiefs greet the leader of the caravan, and converse with him at length.
کیمیاگر دید که سران قبیله به پیشواز رئیس کاروان آمدند و مدت مدیدی با او گفتگو کردند.
-
ترجمه های کمتر
- درازی
- طی
- تکه
- مسافت
- لت
- بخش
- قطعه
- درازه
- لخته
- بخشه
- کشش
- (آواشناسی) دیرش
- (در مسابقات و غیره) به اندازه ی یک طول یا قد
- (عامیانه) بلندی واکه
- (هر چیزی که به درازای معین و متعارفی بریده یا درست شده باشد) قواره
- درازای زمان
- درازی واکه
- طول مدت
- پسوند: به درازای معین [full-length یا half-length]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " length " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Length" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Length در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "length" با ترجمه به فارسی
-
طول مدت
-
درازی عمر · طول عمر
-
(فیلم و مقاله و غیره) به درازای معمول · به اندازه ی برنامه های اصلی دیگر
-
(از نظر طول) نیمه · (عکس و تصویر و غیره) نیم تنه (از کمر به بالا) · عکس نیم قد · نصف درازا · نیمه درازا
-
طول خط تولید
-
دوره بارداری · طول بارداري · طول مدت آبستني
-
طول ريشه
-
(فیزیک) فاصله ی کانونی (focal distance هم می گویند) · فاصله کانونی · فاصله کانونی عدسی