ترجمه "License" به فارسی

گواهی- لیسانس- حق امتیاز, لیسانس, اجازه بهترین ترجمه های "License" به فارسی هستند.

License
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گواهی- لیسانس- حق امتیاز

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " License " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

license verb noun دستور زبان

A legal document giving official permission to do something; a permit. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لیسانس

    noun

    academic degree [..]

    and release all their data under unrestricted licenses,

    .داده های خود را تحت یک لیسانس بدون محدودیت منتشر کنند

  • اجازه

    noun

    That does not give you license to behave like an irresponsible child!

    که نميدادم. اين به تو اين اجازه رو نميده که مثل يک بچه کوچک رفتار کني.

  • مجوز

    There were licenses — often they were pricey.

    مجوز هایی وجود داشت— که اغلب گران بودند.

  • ترجمه های کمتر

    • پروانه
    • جواز
    • گواهینامه
    • تصدیق
    • لچری
    • پرگنامه
    • پرگه
    • معافیت
    • پته
    • اذن
    • دستور
    • آزادی زیادی
    • آزادی عمل
    • اجازه ی رسمی
    • افسار گسیختگی
    • امتیاز رسمی
    • بخشودگی (از پیروی مقررات و غیره)
    • برگ رسمی
    • بی بند و باری جنسی (licence هم می نویسند) 6 - اجازه ی رسمی دادن به
    • بی بندو باری
    • بی لگامی
    • جواز دادن به
    • سواستفاده از آزادی
    • مجاز کردن
    • مرخص کردن
    • نارواگری 5 - هرزگی
    • پروانه دادن به
    • پیروی از هوی و هوس
    • گواهینامه دادن به

عباراتی شبیه به "License" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "License" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه