ترجمه "licence" به فارسی
اجازه, جواز, پروانه بهترین ترجمه های "licence" به فارسی هستند.
licence
verb
noun
دستور زبان
(UK, Canada) Standard spelling of the noun form of license. [..]
-
اجازه
nounHe's the one who gives crooks licence to be politician.
اون يکي از کساييه که اجازه و مجوز سياستمداري رو به کلاهبردارا ميده
-
جواز
nounI have in my hand a legal betting licence.
تو دست هام يه جواز شرط بندي قانوني دارم
-
پروانه
noun properWe got the licence on the 26th.
ما 26 ام پروانه داريم.
-
ترجمه های کمتر
- جماز
- هرزگی
- سو استفاده از آزادی
- مرخص کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " licence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "licence" با ترجمه به فارسی
-
(انگلیس) فروشگاه نوشابه های الکلی (که جواز پیاله فروشی ندارد)
-
گواهینامه رانندگی
-
اجازهنامهها · مجوزها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن