ترجمه "Manufacture" به فارسی
ساختن, ساخت, ساختن بهترین ترجمه های "Manufacture" به فارسی هستند.
Manufacture
-
ساختن
verbHow can such enormous jars have been manufactured?
چگونه به ساختن و عمل آوردن چنین چیزی موفق شدهاند؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Manufacture " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
manufacture
verb
noun
دستور زبان
The action or process of making goods systematically or on a large scale. [..]
-
ساخت
nounFor all I know, you've manufactured this evidence.
من ميتونم اينو به خودم بقبولونم ، شما اين مدرک رو ساخته باشيد.
-
ساختن
verbHow can such enormous jars have been manufactured?
چگونه به ساختن و عمل آوردن چنین چیزی موفق شدهاند؟
-
تولید
nounShe thought about his argument against manufacturing armaments.
به مشاجرهی دیوید عیله تولید سلاح و مهمات اندیشید.
-
ترجمه های کمتر
- فرآوردن
- فرورد
- فروردن
- فرورده
- فرآوری
- فرآورده
- بافتن
- کالا
- (ادبیات و هنر) اثر بی لطف و عاری از زیبایی به وجود آوردن
- (با تداعی منفی) از خود درآوردن
- (پولاد و پشم و غیره را) قابل مصرف کردن
- اختراع کردن
- تاسیس کردن
- تولید کردن
- جعل کردن
- دست ساخت
- ساختن (با دست یا ماشین و به مقدار زیاد)
- محصول (صنعتی)
- پرداخت کردن
- چاپ زدن
تصاویر با "Manufacture"
عباراتی شبیه به "Manufacture" با ترجمه به فارسی
-
فرایند ساخت
-
تولید یک پارچه
-
تولید پارچه
-
افاماس · سیستم تولید انعطاف پذیر
-
تولید · ساخت · صنعتی · کارخانه دار
-
صرفه جویی صاحبان صنایع
-
مقدار اقتصادی تولید
-
سیستمهای فرآیندی یا پیوسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن