ترجمه "manufactory" به فارسی
کارخانه, کارگاه, رجوع شود به factory بهترین ترجمه های "manufactory" به فارسی هستند.
manufactory
adjective
noun
دستور زبان
A plant where something is manufactured; a factory [..]
-
کارخانه
nounPlymdale's house uses those blue and green dyes it gets from the Brassing manufactory;
کارخانه پلایمدل پارچههایش را با آن رنگهای آبی و سبزی رنگ میزند که کارخانه براسینگ به آن میفروشد؛
-
کارگاه
noun -
رجوع شود به factory
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " manufactory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن